از رمانتیک تا ارگانیک
معماری ارگانیک را می توان در فلسفه رمانتیک ریشه یابی کرد رمانتسیم جنبش ادبی و هنری بود که
در اواخر قرن 18 میلادی شکل گرفت و قطب مخالف(آنتی تز) کلاسیک است و مبانی آن اعتقاد به ارزش تجربه شخصی و فردی است.
در کلاسیک هنرمندان از اصول و قوانین نظری تبعیت می کنند و متکی به عقل و خرد می باشد در صورتی که توجه رمانتیک ها بر احساسات غرایز عواطف و تخیل انسانی است برای همین است که فلاسفه کلاسیک اکثرا ریاضی دان هستند و فلاسفه رمانتیک همچون ویکتور هوگو ،گوته، آلفرد دوموسه ، مک فرسن و فردریش ویلهام شیلینگ ادیب و شاعر بودند.
شیلینگ معتقد بود که طبیعت جزئی از انسان است و بین این دو هیچ جدایی وجود ندارد. برای همین است هنرمندان رمانتیک همواره در پی تحسین طبیعت هستند در صورتی که کلاسیک ها به دنبال سلطه بر طبیعت هستند.
به اعتقاد فرانک فرنس (استاد سالیوان)همه فرمهای طبیعت پویا (دینامیک) هستند نیروها و فشارهایی که در ساختار یک حیوان دخیل هستند ، رشد و گسترش در فرم گیاهان و صدفها تصویری از یک شکل زنده است . اگر یک کار هنری بخواهد بیان کننده باشد باید به صورت ارگانیک ساخته شود بیان در معماری باید در حل کردن
نیرو های فزیکی که در یک کالبد ارگانیک عمل می کند صورت گیرد.
همانگونه که قبلا گفته شد سالیوان از پایه گذاران مکتب شیکاگو و معماری مدرن در آمریکا بود . وی نیز اعتقاد بسیار زیاد به فرم های طبیعی داشت .وی تابعیت فرم را در برابر عملکردی می دید که در پرسه رشد و حرکت طبیعی بود.
در مدرسه باهاس والتر گروپیوس نیز فرم تابع عملکرد را شعار خود می دانست ولی فرمی که تابع عملکرد تکنولوژی و ماشین است نه طبیعت . سالیوان اعتقاد داشت که مصالح در بنا زنده می شوند موضوعی که شاگرد وی بهتر از هر معمار دیگر در آثارش نشان داد.
سال زندگی پر ثمر(1849-1959)
فرانک لوید رایت، به جرعت یکی از خلاقترین معماران و نظریه پردازان قرن بیستم می باشد.وی در زندگی حرفه ایش که یک دوره بیش از هفتاد ساله بود انواعی از فرمهای معماری را خلق کرد که هنوز در نوع خود بی نظیر هستند.
همانگونه که تکرارهای بردبارانه میس وان روهه اسطوره روشنگری اروپا را متجسم می کرد تغییرات دائمی و خستگی ناپذیر رایت نیز بیان کننده اسطوره نخستین مهاجران امریکایی است که همواره به سوی فتح سرزمینهای جدید می تاختند تا بتوانند هر بار در شرایط متغیر و نووینی قرار گیرند.
فضایی را که فرانک فرنس و سالیوان در آرزوی دست یابی به آن را داشتند شاگرد پرتلاششان به عالی ترین نحو به عرصه ظهور گذاشت .
خانه های اولیه رایت به خانه های مرغزاری معروف هستندکه غالبا در حومه شیکاگو ساخته شده اند و در تلفیق و هماهنگی با دشت های مسطح و سر سبز این نواحی طراحی شده اند.
نقطه اوج و نیز پایان این خانه ها (خانه روبی) بود که در 1908 - 1909 در شیکاگو ساخته شد که حاصل کار یک بنای چند وجهی است که در این حال با بامهای جسورانه به صورت طره پیش آمده اند و تسلط خطوط افقی به گونه ای هماهنگ تداوم دارد.
در دهه بسیتم قرن بیستم که به تدریج ایده های رایت در ساختمانهایش شکل می گرفت در اروپا و امریکا تکنولوژی به سرعت در حال پیش رفت بود و در زمینه معماری ، از نظر تئوری و اجرایی بسیار مشهود و بارز بود .
اگرچه رایت با تکنولوژی مدرن مخالفتی نداشت ، ولی وی آن را به عنوان هدف تلقی نمی نمود . به اعتقاد رایت، تکنولوژی وسیله ای است برای رسیدن به یک معماری والاتر که از نظر وی همان معماری ارگانیک است.